تبليغاتX
ابر سیاه

ابر سیاه

من دلم سخت گرفته است از این مهمان خانه ی

مهمانکش روزش تاریک

نمی دانم چه اتفاقی افتاده است همه چیز به  هم ریخته...........خسته ام و

نای نوشتن ندارم ...........با ما چه کردند؟ تو می دانی؟

آیا باید با شاملو همراه شوم و بگویم:

جماعت من دیگه حو صله ندارم      به خوب امید و از بد گله ندارم

 

 

+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388 0:19 قبل از ظهر توسط میرحسن |

بیانیه ی مهم عطا الله مهاجرانی

به نام خدا

هموطن گرامی

خواهر و برادر عزیز

تا روز انتخاب ریاست جمهوری چند روزی بیش نمانده است. فرصت داریم تا درباره ی ایران و ملت ایران و سرنوشت خودمان بیندیشیم. حتما تا به حال شما هم به نتیجه رسیده اید که به چه کسی رای بدهید.  می خواهم فقط به یک نکته اشاره کنم. سرنوشت ملت و کشورمان را به دست چوپان دروغگو نسپاریم. چوپانی که با ماجراجویی و خیالپردازی و بلوغ دروغ کشور و ملت را به پرتگاه انهدام و اضمحلال سیاسی و فرهنگی و اجتماعی می برد و از همه مهمتر دین و ارزش های اسلامی و امام زمان را دستمایه ترفند و دروغ می کند.

دیگر روشن است که می خواهم بگویم به چه کسی نباید رای داد. . چه کسی را نباید به عنوان نماینده ملت و کشور ایران برای چهارسال دیگر انتخاب کرد.

برای انتخاب شما سه کاندیدا را در برابر دارید. هر سه از شخصیت های درجه اول کشور ماهستند. هر کدام از آنان انتخاب شوند. می توانیم نفس راحتی بکشیم. و با اطمینان و آرامش ازآ ینده ای بهتر سخن بگوییم. حتی بخوانیم:
 

شد آن که اهل نظر بر کرانه میرفت هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

در میان هر سه نامزد،  من از آقای کروبی حمایت کرده و حمایت می کنم.

به چند نکته اشاره می کنم. رییس جمهور باید کسی باشد که رنج ها و مصیبت های مردم او را به درد آورد. برای کاهش آلام مردم, نویسنده و دانشجو وکارگر و فعال سیاسی و درویش گنابادی و...بی تاب شود. سابقه ای درخشان در راه پیروزی انقلاب داشته باشد و دریک کلام در این هیاهوی بی پایان  ناراستی و بی رسمی و هتک، صادق و صمیمی و اخلاق مدار باشد.

دیگر از ضرورت برنامه و سازماندهی و به کارگیری افراد توانا سخنی نمی گویم. این ها در حقیقت شرط های لازم اداره کشور است. باز هم بر راستی و صداقت رییس جمهور منتخب تاکید می کنم.

یادتان هست. وقتی رییس جمهور فعلی در محضر آیه الله جوادی آملی در پاییز سال 1384 از هاله نور سخن گفت. آیه الله جوادی به دو روایت اشاره کرد. هر دو روایت از پیامبر اسلام بود. کودکی گریه می کرد. پدرش به او وعده دروغ داده بود که برایش خرما می خرد و نخریده بود. پیامبر به پدر کودک عتاب کرد که چرا وعده دروغ داده ای.  در این سال ها ما بسیار دروغ شنیده ایم. خواسته اند کام ملت را با دروغ شیرین کنند. آخرین دروغ عذر خواهی بلر از ملت ایران بود. و دروغ پله های کاخ الیزه، که غم انگیز ترین روز عمر رییس جمهور فعلی بود.

روایت دوم این بود که به حیوانات هم نباید دروغ گفت و آن ها را فریب داد. پاسخی تاریخی به فردی که بر اساس توهم و دست کم گرفتن مخاطب از هاله نور سخن گفته بود و تکرار کرده بود که مبالغه نمی کنم.

بگذارید کشور و ملت ما از این لایه های سیاه و تباه ناراستی و تزویر و ترفند و بی رسمی رها شود. رای ما هر کدام پنجره کوچکی خواهد بود به سوی روشنایی و راستی و سربلندی کشور و ملت ایران

+ نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388 5:1 بعد از ظهر توسط میرحسن |

۲۲ خرداد روز حماسه یا با کروبی یا با میرحسین

روز انتخاب نزدیک است وهمه ی ما که در تلاش برای آزادی و شرافت فرد فرد ایرانی هستیم  باید در این میدان حضور به هم رسانیم تا پروسه اصلاحات یک گام به جلوتر نهد.پیشنهاد این نوشتار به دوستداران جریان اصلاح طلبی این است  که با توجه  به حرکت های سازماندهی شده برای  شکست اصلاحات خارج از ضوابط انتخاباتی هوشیار بوده  و ضمن دفاع از هردو نامزد انتخاباتی اصلاحات از تخریب هم جلوگیری نمایند

ما طرفداران مهدی کروبی با توجه به تاثیربذیری از منش اخلاقی شیخ اصلاحات  در درجه ی اول خواستار

 بهروزی اصلاحات می باشیم تا ایران عزیز با عزم ملی همیشه سرفراز باشد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388 4:36 بعد از ظهر توسط میرحسن |

سلام دوستان

رای ما به کروبی رای به اصلاحات و رای به دیانت به صداقت ،عدالت و آزادی است

قصد آن داشتم که مقاله ای با عنوان اصلاح طلبان دروغین را برای این پست آماده کنم ولی آن را برای فرصتی دیگر گذاشته ام تا حرکات و ژشت های اصلاح طالبان پنبه ای را بیشتر و دقیق تر بررسی کنم  اینجانب در ابتداکه قصد داشتم تا از یک نامزد ریاست جمهوری حمایت کنم میر حسین را بهترین گزینه یافتم ولی لحظه به لحضه و روز بروز از اعتمادم کاسته شد که این خود دلایلی دارد.اظهارات و سخنان دوپهلو  و مبهم میر حسین موسوی و عدم مواضع شفاف در مورد گفتمان اصلاح طلبی و حمایت چهره هایی از اصولگرایان از وی مرا به فکر واداشت.

اظهارات وی در مورد مهندس بازرگان این بزرگ مرد ایران زمین در دهه ی ۶۰برایم سوال برانگیز بود ..سکوت بیست ساله وی  و چه حوادثی که اتفاق نیفتاد و وی سکوت اختیار کرد   .البته ما برای آقای میر حسین موسوی  احترام قائلیم  و وی را هنر مند خوبی می دانیم ایشان از نقاشان و طراحان معماری برتر هستند ولی گمان نمی کنین که به اندازه ی شیخ اصلاحات  سیاستمدار و مدیر کارآمدی باشند. ما حتی نمی دانیم که وی اصلاح طلب است یا اصول گرا .برای من جمع  مشارکتی ها و اصولگرایان در ستاد میر حسین قدری مبهم است هرچند که مشارکتی ها  این اصلاح طالبان دروغین  را که مامور ضربه زدن به اصلاحات هستند را خوب می شناسم.حمایت آنها از میر حسین موسوی  طمعی برای رسیدن به قدرت هست  بس و از آقای میر حسین موسوی به عنوان شخصی فرهیخته و قابل احترام  می خواهیم که فریب این کج اندیشان را نخورد  اینها گمان می کنند موسوی برنده ی انتخابات هست زیرا اگر بحث بر سر اصلاح طلبی باشد  این تشنه گان قدرت خوب می دانند که چه کسی اصلاح طلب تر است و لی غرض های شخصی سران این حزب به انها اجازه ی دفاع ازشیخ اصلاحات را نمی دهد  زیرا کروبی اهل باج دادن نیست .....

و اما چرا دفاع از کروبی

ما ضمن احترام برای میر حسین موسوی از شیخ اصلاحات دفاع میکنیم زیرا کروبی دارای مواضع و اهداف روشن می باشند،از حقوق اقوام و وبرادران اهل تسنن  دفاع میکند،حقوق زنان را پاس می دارد،شجاع و مدبر است و اهل عمل و دارای برنامه ریزی شفاف در حوزه ی اقتصادی می باشد به طوری که دیگران از برنامه های وی کپی برداری می کنند........شجاعت کروبی را نمی توان نادیده گرفت ،چه کسی می تواند در مقابل کیهان و کیهانیان بایستد،چه کسی اینچنین شجاهانه از حقوق دانشجویان در بند دفاع می کند ،چه کسی با ارسال نامه های کوبنده ی به حضور نظامیان در سیاست اعتراض می کند و چه کسی این چنین  به برنامه های غرض ورزانه صدا و سیما اعتراض می کند.

ما کروبی رای می دهم زیرا می خواهم به اصلاحات روشن و شفاف رای بدهیم به اصلاحاتی که دکترعلی شریعتی  به آن باور دارد، به اصلاحاتی که دکتر سروش به دنبال آن است و......

ما به اصلاحات روشن و شفاف رای می دهیم نه به اصلاحات جبهه ی مشارکت ودیگر اصلاح طلبان دروغین

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388 5:1 بعد از ظهر توسط میرحسن |

سخنی با اصلاح طلبان

 

چهار سال پیش بود سال اول دانشگاه و هزار امید و آرزو ،انتخابات ریاست جمهوری نزدیک بود و دولت

سید محمد خاتمی  می بایست بعد از 8 سال تلاش با همه ی موفقیت ها و ناکامی ها  جای خود را به

دولت بعدی بدهد .چندی قبل از آن شورای نگهبان به وظیفه ی شرعی خود  در رد صلاحیت  بیش از 4

هزار نفر در انتخابات مجلس شورای اسلامی عمل کرده  و عملا مجلس هفتم را به اصول گرایان تقدیم

کرده بود.مجلسی که با کمترین مشارکت مردم در انتخابات همراه بود.بحران های پی در پی هر روز

گریبانگیر  دولت خاتمی بود و همه ی دست ها ی پنهان آماده ضربه به اصلاحات بود در آن روز ها ما نگران

بودیم  و دوست داشتیم باز هم یک اصلاح طلب رئیس جمهور باشد در فضای اصلاح طلبی تا حدودی

آزادی بیان ،گفتمان عدالت خواهی و ایمان،و تعامل در عرصه ی بین المللی تا حدودی تحقق پیدا کرده

بود و ما امید وار بودیم این مهم همچنان ادامه یابد. هشت سال کارهای زیادی صورت گرفت  ولی برای

ادامه ی کار نیاز به حضور دوباره ی اصلاحات در عرصه ی قدرت بود نگرانی ما در آن روز ها ابعاد دیگری هم

داشت،اول اینکه با با مشارکت کم مردم در پای صندوق های رای احتمال  رای اوری اصلاح طلبان  کم می

شود و دوم  عدم اجماع اصلاح طلبان  بود.در آن روز ها تنها گزینه ای مورد اجماع  اصلاحات آخرین نخست

وزیر ایران  میر حسین موسوی  بود ولی با عدم حضور وی شیخ مهدی کروبی  رئیس مجلس پیشین و

دکتر مصطفی معین وزیر سابق علوم تحقیقات و فناوری اعلام نامزدی در انتخابات کردند.اصلاح طلبان

مدرن مانند حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب با معرفی دکتر معین به عنوان  کاندیدای ریاست جمهوری  

موافق حضور کروبی نبودند و اصلاح طلبان سنتی نیز جانب مهدی کروبی را گرفتند که این خود آغاز یک

اختلاف اساسی شد که تا سال های بعد  نیز همچنان ادامه یافت. انتخابات 84 با عدم اجماع اصلاح

طلبان بر سر کاندیدای واحد به سود اصول گرایان خاتمه یافت  و این همراه بود با خداحافظی اصلاحات از

قدرت.اگر آن روزها اصلاح طلب ها به وحدت می رسیدند امروز ما شاهد یک رئیس جمهور اصلاح طلب

بودیم و اگر جنگ بر سر قدرت نبود و کمی به مردم و آینده فکر می کردیم وضع بهتر از این می شد  اما

افسوس که آن فرصت ها به آسانی از دست رفت.زمان گذشت و احمدی نزاد آمد و حال در آستانه ی

انتخابات هستیم  وضعیت امروز مملکت تعریف چندانی ندارد و این وظیفه ی ماست تا برای عزت و سر

بلندی وطن جاویدمان بکوشیم

سخن امروز این نوشتار به اصلاح طلبان  این است که با درس گرفتن از اشتباهات گذشته  و

برای عزت و سربلندی  ایران و به خاطر مردم  محروم به اجماع  و وحدت برسند تا با یک

کاندیدای واحد و با حضور مردم شاهد پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری

باشیم.

+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388 4:7 بعد از ظهر توسط میرحسن |

تشیع علوی تشیع وحدت است

تشیع صفوی تشیع تفرقه(دکتر شریعتی)


توهین یک آخوند(شیعه ی صفوی) به اهل تسنن


اسم مهدی دانشمند را قبلا شنیده بودم ،می دانستم واعظی است که با لحن طنز در بین بعضی از

مردم جایگاهی پیدا کرده است و به اصطلاح صاحب کرسی شده است. میدیدم فیلم سخنرانی هایش به

سرعت بیرون می آید و متاسفانه حتی در سطح دانشگاه که که محیطی کاملا علمی است هم توسط

گروههای مذهبی پخش می شود وبه عنوان یک تئوریسین مذهبی شناخته می شود. تصاویر

بزرگ وی در بسیاری شهر ها پخش می شود و سخنرانی های وی در حسینیه ها و مساجد برگزار

میشود . موسسات وگرو های مذهبی از وی به عنوان استاد دانشمند یاد میکنند و خیلی از مصائب و

بدبختی های دیگر.چندی پیش متاسفانه کلیپی از سخنرانی این آخوند را دیدم که ای کاش هرگز

نمیدیدم ،در این سخنرانی این آخوند با بی شرمی تمام به برادران اهل تسنن و بزرگان آنها توهین و با

الفاظ رکیک و وقیحانه به عقاید آنها حمله میکند وبه زعم خود با استناد به فقه شیعه آنها را

حرام...مینامد.ودر جواب نامه ای که از وی خواسته شده بود که دست از توهین بردارد زشت ترین جواب

ممکن را می دهد که شان اسلامی ما اجازه نمی دهد انها را درج کنیم.وی در این سخنرانی انتقاد به

به وی را در حکم زنازادگی میداند و با تحریف در آرا و مبانی جمهوری اسلامی نه امام خمینی(ره) و

نه رهبری را منادی وحدت اسلامی نمی داندو احتمالا با کنایه ای غیر مستقیم به مرحوم آیت الله

طالقانی وی را پرچم دار وحدت مینامد و حتی این روحانی بزرگوار را را مورد حمله قرار میدهد. این

روحانی بی سواد گویا فراموش کرده است که انقلاب اسلامی ما خود منادی وحدت وشکوفایی اسلامی

است . تاسف من وقتی بیشتر میشود که میبینم که بعد از بزرگانی مانند مطهری ها و شریعتی ها و

مفتح ها چه کسانی پرچم دار اسلام محمدی شده اند که این چنین آبروی تشیع را به خطر می اندازند

وبه اختلاف شیعه و سنی دامن می زنند و در هر زمینه ای که وارد بحث میشوند آن را به لجن

تبدیل میکنند اینها نمونه ای واضح از شیعیان صفوی هستند که دکتر علی شریعتی چه زیبا چهره ی آنها

را ترسیم می کند در مقابل از تشیع علوی از تشیع راستین نام می برد که تشیع عدالت، صداقت،تشیع

عقلانیت و...است. امروز شریعتی نیست که جواب گستاخی های اینها را بدهد و ما نیزبی مسئولیت

هستیم که نمی توانیم با الگوی روشنفکری دینی علیه اینها که آبروی اسلام را برده اند کاری کنیم

(دوستانی که میخوان کلیپ سخنرانی تاسف بار دانشمند رو دانلود کنند پایین رو کلیک کنن)

دانلود کن در 8 دقیقه

(به خاطر درج کردن این کلیپ در وبلاگ از تمامی مسلمانان عذر خواهی می کنم)

تشیع علوی و تشیع صفوی در نگاه دکتر شریعتی

تشیع علوی تشیع شناخت است
تشیع صفوی تشیع جهل است

تشیع علوی تشیع سنت است
تشیع صفوی تشیع بدعت است

تشیع علوی تشیع وحدت است
تشیع صفوی تشیع تفرقه

تشیع علوی تشیع عدل است (عدل در جهان ، در جامعه ، در زندگی)
تشیع صفوی تشیع عدل است (عدل در روز قیامت ، مربوط به زندگی پس از مرگ)

تشیع علوی تشیع پیروی است
تشیع صفوی تشیع ستایش

تشیع علوی تشیع اجتهاد است
تشیع صفوی تشیع جمود

تشیع علوی تشیع مسئولیت است
تشیع صفوی تشیع تعطیل همه ی مسئولیت ها

تشیع علوی تشیع آزادی است
تشیع صفوی تشیع عبودیت

تشیع علوی تشیع انقلاب کربلا است
تشیع صفوی تشیع فاجعه ی کربلا

تشیع علوی تشیع شهادت است
تشیع صفوی تشیع مرگ

تشیع علوی تشیع توسل برای تکامل است
تشیع صفوی تشیع توسل برای تقلب...........

+ نوشته شده در سه شنبه 11 فروردین1388 3:53 بعد از ظهر توسط میرحسن |

 

انصراف خاتمی من و دوستانم را نگران کرده است اما...

 

خاتمی،بازرگان واخلاق در سیاست

 

انصراف سید محمد خاتمی  رئیس جمهور پیشین کشورمان از حضور در انتخابات ۸۸گرچه برای من و

دوستانم خبر ناگواری بود و  دغدغه ی ما را برای به قدرت رسیدن اصلاحات را دوچندان کردولی پیام

مهمی را در پی داشت  خاتمی شخصیتی روشنفکر است و منش والای وی بی گمان هم راستا با

مبحث اخلاق در سیاست است.انصراف خاتمی،رویکرد و بیانیه  ها و سخنان وی در طی  سالیان اخیر و

 در دوران ریاست جمهوری و واکنش های مخالفانش مرا به یاد مهندس بازرگان این آزاد مرد ایران

زمین و آزادی خواه تمام عیار می اندازد که در راه آزادی عقیده و بیان و گفتمان جمهوری خواهی و

اسلامیت همراه با ملیت محوری،آنچنان ثابت قدم می ایستد که آماج حملات وحشیانه جناح متحجر قرار

می گیرد.شخصیتی که امام خمینی (ره) وی رابه عنوان فردی مومن،متدین و عقیده مند به دیانت معرفی

میکند در هنگام سرستی دولت موقتُ ُو بعد از آن در دوران نمایندگی مجلس و چه در دوران انزوا چه

مصیبت ها که که از دست افراد دون نچشید و چه رنج ها که متحمل نشد.

آری گفتمان مهندس بازرگان در آن دوران گفتمان دموکراسی خواهی و جامعه ی مدنی بود که در آن

دوران قشری متحجر و بنیادگرا سد راه وی و برنامه هایش شدند و منش و رویکرد وی را بر نتافتند و آنچنان

عمل کردند که بازرگان  و دولت موقت دیگر در آن فضای سنگین مجال نقش آفرینی نیافتند تا رسالت

پویای خود را به نمایش بگذارند و دست آخر استعفا...

بازرگان هیچ گاه اخلاق را فدای سیاست نکرد،در راه عقاید خود پافشاری می کرد .در بیدادگاه

ستمشاهی بر سر آن عقاید مدت ها طعم تلخ زندان را چشیده بود و بعد از انقلاب هرگاه احساس

مسئولیت می کرد با صلابت و اقتدار و شجاعتی وصف ناشدنی نظرات خود را بیان میکرد پا به عرصه می

نهاد.بازرگان اگر می خواست می توانست سال ها بزرگترین منصب ها را دراختیار داشته باشد ولی

منش اخلاقی وی در فضایی  که لحضه به لحضه عرضه را بر وی و همفکرانش تنگ می کرد اجازه

نمی داد که همراه با جماعتی شود که با آنها نه در کلام و نه در مرام همگام است.وی فراتر از زمان خود

می اندیشید این چنین بود که گفتمان وی در فضای دهه شصت خریداری نداشت آنچنان که جماعتی از

  اصلاح طلبان امروزی در مقام مخالفت با وی در آمده بودند .

دوم خرداد و جنبش اصلاح طلبی به صورتی آهسته تر همان آرای بازرگان را در سر می پروراند  که در

خرداد 76باپیروزی قاطع روحانی برجسته ای چون سید محمد خاتمی فضای بسته ی جامعه ایران  را به

سمت هوایی تازه سوق دادو.شعار هایی چون دموکراسی خواهی ُ اصلاح طلبی دینی ،جامعه ی

مدنی که مصداق آن آزادی بیان و عقیده،عدالت و برابری و...است بار دیگر زنده شد و میخواست که راه

خود را بپیماید اما اصلاحان و جریان نواندیشی باز با هجوم سخت جریان اقتدار گرا مواجه شد و بحران

های از پیش طراحی شده درپی براندازی اصلاحات بود و از هر راه غیر اخلاقی استفاده میکرد که تا مانع

تحقق جریان اصلاحات باشد زیرا اصلاح طلبی را با اقتدار گرایی میانه ای نیست و خطری است برای

منافع ریشه ای آنان.خاتمی گرچه شجاعت و صراحت بازرگان را نداشت ولی همچون او استوار بر سر

عقیده و راهی که انتخاب کرده بود ایستاد،هیچ گاه برآن نشد که با مخالفانش و تهمت های ناروای آنها با

بی مهری و تندخویی برخورد نماید و حتی در جواب آنها اعلام نمود که زنده باد مخالف من.

در طی دو دوره ی 4 ساله جریان اصلاحات با تمام موانع پیش می رفت ولی برنامه ها و شعار های

خاتمی هنوز به طور کامل تحقق پیدا نکرده بود کمی کم کاری و عدم قاطعیت خاتمی و بیشتر از آن موانع

بزرگ جناح مخالف اصلاحات از عمده ترین دلایل آن بود.دوران ریاست جمهوری خاتمی به پایان رسید و با

عدم اجماع اصلاح طلبان بر سر کاندیدای واحد  نتیجه رقابت را به رقیب خود واگذار کردند و گفتمان

  مصباحی جای نو اندیشی دینی را گرفت.جریان اصلاحات با شکست خود در انتخابات  ۸۴منزوی

گشت وجریان اصول گرایی دولت را در دست گرفت  در ایتجا مجال آن نیست که به دلایل شکست

اصلاحات اشاره شود که آن خود حکایت مفصلی دارد .فضای بعد ازسال  هشتاد و چهار فضایی کاملا

متفاوت با دوران اصلاحات است.پوپولیسم سر بر می آورد.تخریب و انزوای اصلاح طلبان بیشتر می شود

فضای نقد و گفتگو بسته می شود،تورم و گرانی بیداد میکند و وجهه ی ایران در دنیا که با لطف حضور

خانمی کمی بهتر و معتدل شده بود باز به سمت تیرگی میرود،تحریم های بین المللی بیشتر می شود

و....اینجاست که خاتمی احساس مسئولیت می کند و در دوران زمامداری احمدی نژاد سعی در همگام

کردن و هماهنگی اصلاح طلبان می نماید.سفر ها و دیدار ها، مقاله ها و گفتگو نشان از جدیت خاتمی

دارد و اما باز تخریب خاتمی از رسانه های وابسته به اقتدار گرایی که روزی وی را وابسته به غرب می

دانند و روزی دیگر وی را متهم به دست دادن با زنان و دیگر تهمت ها و توهین های دیگر.ولی خاتمی

همچنان ماند و استوار بود.در این فضای بسته نا گهان خاتمی با احساس مسئولیت تمام اعلام نمود که

در انتخابات ریاست جمهوری برای بار دیگر نامزد می شود،خبر حضور خاتمی موجی از شعف و امید را در

دلهای مردم برای بار دیگر زنده کرد.در صورت حضور حداکثری مردم شرکت او در انتخابات مسلما با

شکست اصول گرایی همراه می شد ولی آنچه خاتمی را نگران کرد حضور دو نامزد دیگر از جناح اصلاحات

در عرصه ی انتخابات است منش خاتمی حکم میکند که اصلاحات مهم است و باید از دو دستگی پرهیز

کرد .میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی اعلام حضور کردند و خاتمی در یک اقدامی بزرگ برای

جلوگیری از تفرقه و جدایی اصلاح طلبان و با امید اجماع صحنه را به سود دیگر یاران ترک میگوید تا

سیاستمدار اصلاح طلب ما به دیگر فتنه گران و تهمت زنان درس اخلاق بیاموزد و بگوید که برای ما

اصلاحات مهم است و اینکه یا با میر حسین موسوس و یا با شیخ مهدی کروبی اصلاحات باید پیاده

شود ...

خاتمی رفت و گرچه ما را نگران کرده است که دیگر چهره های اصلاح طلب توانایی جذب آرای مردم را

همچون وی نداشته باشند ولی درس  اخلاق او و به عبارت دیگر اخلاق سیاسی وی همچون مهندس

بازرگان  ما را به این رساند که بدانیم و بفهمیم که اصلاح طلب کیست و اصلاح طلبی چیست...

 

+ نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 10:39 بعد از ظهر توسط میرحسن |

بهار برای من پادشاه فصل ها نیست...

 

نوروز  نزدیک است و این روز ها همه در انتظار بهار هستند.بازار های خرید نوروز گرم است و همه مردم به

خرید های نوروزی خود مشغولند .........آتها که دارا هستند در بازارهای بورژوازی خرید میکنند و انها که ا

زقشر پایین جامعه هستند از دستفروشی ها ..........بازار های شلوغ و خرید های نوروزی همه را به

طرف خود میکشاند ....انها که موقعیت مالی مناسب ندارند باید مایحتاج خود را با اجناس بی  کیفیت

فراهم نمایند و پدر مادر های فقیر باید برای نگاه معصومانه کودکانشان در روز های نوروزی فکری

کنند...تبریز با بوی بورژوازی و ضجه ی کودکان درد آشناست .

نمی دانم چرا نسبت به بهار هیچ حسی ندارم واز بازار های نوروزی بیزارم . آنجا که در همه ی روز ها

بویژه در روز های خرید و اماده شدن مردم برای سال نو فقر را به وضوح در حالات و چهره های بسیاری از

مردم مشاهده میکنم و از دیدن کودکانی که کار میکنند درد میکشم و چهره ی ترک خورده ی پدران

دستفروش و کارگران رنج کشیده مرا می آزارد چگونه میتوانم بهار را دوست داشته باشم؟وقتی کودکان

معصوم کارگر با آینده ی مبهم را میبینم ...و قتی فاصله ی طبقاتی گرگ های بورژوا و حامیانش را پلید تر

می سازد و فقر را به جامعه هدیه میدهد و وقتی که جمله ی مولا علی (ع) به یادم می اید که ((کسی

گرسنه سر بر بالین نمیگذارد مگر آنکه توانگری از حق او بهره مند شده باشد)) وقصر های بر پا شده را

میبینم و سایه فساد و فحشا و نابرابری را در جامعه حس میکنم به این باور میرسم که بهار پادشاه فصل

ها نیست واین عقیده که بهار واقعی ما فرا نرسیده است...ومن در  انتظار بهار واقعی مردم درد کشیده

مینشینم بهاری که در آن فقر و فساد وتبعیض ونابرابری و...نیست

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387 5:58 بعد از ظهر توسط میرحسن |

سلام گفتم اسفند ماه بر میگردم وحالا هم اومدم .........که بازم بنویسم .فکرای زیادی کردم این مدت

میخوام  با یه سبک وشیوه ی جدید  مطلب بنویسم یه خورده متفاوت از شیو ه ی قبلی............فعلا

مطلب خاصی به ذهنم نرسیده و شاید هم رغبت زیادی به نوشتن ندارم ولی چون قول دادم که بر

میگردم ...............آدم که رغبت نداره دلیل هم داره..............فقط دوای این روز های  من ترانه هست

باید باز هم به ترانه های فرهاد برگردم باز هم باید با جمعه و ترانه ی بوی عیدی و برف و ...نفس بکشم

باز باید زمزمه های یک شب سی ساله ایرج جنتی رو ورق بزنم و شاید به از ریشه تا همیشه اردلان

سرفراز بر گردم وگاهی هم که یاد ولایت میکنم با ترانه های لری ایرج رحمانپور آرام بگیرم............بیشتر ا

ز این چیزی نمیگم و شما رو دعوت میکنم که یکی از ترانه های قدیمی خودمو بخونید.ابته من شاعر

نیستم بعضی وقت ها ترانه به سراغم می یاد و واسه دل خودم یه چیزایی مینویسم.(ناگفته نماند که

وبلاگ من بیشتر اجتماعی وفرهنگی هست ولی گهگاهی سعی میکنم از ترانه و شعر هم استفاده کنم

آدم که مطلبی نداره بنویسه چاره نداره...)

 

سادگی

ساده ام مث اقاقی

مث میخونه و ساقی

مث گم شدن تو اشکات

مث گریه از فراقی

ساده ام مث محبت

مث نمناکی بارون

مث کفتر سفیدی

که نشسته روی ایوون

سادگی همدم اشکام

میون فکرو خیالام

سادگی قصه ی من بود

قصه ی غربت اشکام

دل ساده به خیالش فکر  آسمونو  داره

کاش بدونه که دوباره سادگیش غمو میاره

حالا اون مونده و گریه تو شبا

نقش صدتا خاطره روی لبا

گریه دیگه بغض عشق عاشقه

باور عمق صدای بی صدا

ساده بودن غنچه ی تو روح نگاس

مث عشق عاشقای بی ریاس

فرصت معنی آب چشمه هاس

نبض پرسه های عاشق تو شباس

ساده ام مث اقاقی  مث میخونه و ساقی

ساده ام...

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387 2:55 بعد از ظهر توسط میرحسن |

تا اسفند ماه نمیتونم مطلبی بنویسم ولی اگه  وقت کردم

به دوستان سر میزنم.  یا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387 4:5 بعد از ظهر توسط میرحسن |

X

هوای وبلاگ من همیشه بارانی است،همیشه و در همه ی فصل ها
اینجا من با ترانه و نیایش و اعتراض آرام میگیرم
اینجا میدان مبارزه ای است برای خودسازی من
برای حسینی شدن وزینب وار زیستن
اینجا ابر سیاه است ...


Home
.Bahar 20.
Email

Archives

هفته چهارم خرداد 1388

هفته سوم خرداد 1388

هفته اوّل خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386



Links

خدمات وبلاگ نويسان
لطف الله میثمی
سید محمد خاتمی
آواز ایرانی
محسن مخملباف وخانواده
معلم شهید شریعتی
معلم انقلاب(دکتر شریعتی)
شاخه جوانان جبهه مشارکت تبریز
روشنفکران دیندار(فراکسیون روشنفکری)
هیئت مکتب الشهدا(دانشگاه تبریز)
تاج خورشید
منصوره
فرهاد مهراد
آوای آزاد
امید به زندگی
من میگم منو شکستن
خدا بود ودیگر هیچ...
...تنها ميروم(علی کیانلو یی)
محمد رحیمی
بهنام صالحی
حسین غلامی خواه
مهدی بازیار
يادداشت هاي يك اومانيست
زیر آسمون استرالیا
نظريه هاي جامعه شناسي
ایلام سرزمین ناشناخته
نادر جابری
تیام (یه غریبه)
آسیب های اجتماعی
لوس و ملوس(برای زنده ماندن...)
از پشت عینک های ته استکانی
سید درب وداغون
رضا (شعر واندیشه)
دیدار تو...(سالم پوراحمد)
شاهوردیخان
گفتگو و تفاهم
خط نستعلیق
نیما(نسیم...)
آقا گلچین
قالب های جدید وبلاگ


LinkDump

كد جديد جاوا
دکتر محسن کدیور
بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان
شهروند امروز
ایران نیوز
گفتگوی تمدن ها
موج نو (فراکسیون روشنفکری دانشگاه تبریز)
سایت مقاله های علمی ایرانیان
سایت جامعه شناسی ایران
سایت فرقان
استاد شهریار تبریزی
آرشیو پیوندهای روزانه



::..:..::




آمار سايت


تعداد بازديدها: