|
ای یار ای یگانه ترین یار چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند...
|
سلام دوستان عزیزم
مدتی بود به دلیل گرفتاری و مشغولی ننوشته بودم و در این مدت روز های مهمی
سپری شد که جا داشت در مورد آن روز ها مطلبی مینوشتم ۹شهریور سالروز
درگذشت فرهاد مهراد خواننده ی بزرگ مملکتمون بود
و همچین مصادف بود با
سالگرد ربوده شدن امام موسی عزیزمان و ما همچنان از این رو حانی قدیس بی خبریم و همچنان چشم انتظار ...
۱۷شهریور را که همه میشناسیم سالگرد قیام خونین در حوای میدان ژاله تهران و
فدا شدن شقایق های پرپر ایران زمین

و۱۹ شهریور سالگرد درگذشت پدرطالقانی پیر زجر دیده و زندان کشیده و مرد مدارا و
عمل مرد حق و حقیقت به راستی که طالقانی برای تمام ملت ایران
مانند یک پدر بود ..................۳۱ شهریور هم در راه است و سرآغاز جنگ ۸
ساله و تهاجم وحشیانه رزیم بعث عراق.......... . راستی برای همه ی این عزیزان
دعا کنیم
به یاد شهید مظلوم مهندس تندگویان وزیر
نفت کابینه شهید رجایی...........
زندگی نامه:
محمد جواد تندگويان در سال 1329 شمسي در تهران به دنيا آمد و پس از اتمام تحصيلات متوسطه و ورود به دانشگاه نفت آبادان با درجه مهندسي نفت فارغ التحصيل شد. وي در دوران تحصيل مبارزات خود عليه رژيم پهلوي را ادامه داد و در سال 1352 توسط ساواک دستگير شد و به 11 ماه حبس محکوم گرديد. ايشان پس از پيروزي انقلاب به مديريت يک کارخانه در رشت رسيد. او پس از مدتي به وزارت نفت دعوت شد و به عنوان مدير مناطق نفت خيز جنوب مشغول به کار گرديد. در هنگام بررسى پرونده هاى كاركنان صنعت نفت، شهيد تندگويان به كار در وزارت نفت دعوت و به سمت عضو اصلى كميسيون پاكسازى در آبادان برگزيده شد، چند ماه بعد سرپرست مناطق نفتخيز جنوب شد كه با تلاش هاى بى وقفه موفق به بهره بردارى، حفارى و مهار چاه ها شد، به گونه اى كه علاوه بر مطبوعات داخلى، مطبوعات خارجى به توانايى او در مهار گاز يكى از چاه هاى مناطق نفتخيز اشاره كردند.
در همين زمان توسط شهيد رجايى به سمت وزير نفت به مجلس پيشنهاد شد كه با اكثريت آرا به سمت وزير نفت منصوب گرديد. او ديدگاه وسيع و جامعى در صنعت نفت داشت: هدف از فروش نفت را به دست آوردن ارز مورد نياز براى خريد كالاهاى سرمايه اى و ايجاد صنايع جديد مى دانست كه اين امر كشور را به سوى صنعتى شدن سوق مى داد. قصد داشت صنعت نفت را كه به صورت تافته اى جدا بافته بود به نهادى مردمى تبديل كند و با وقوع جنگ تصميم داشت صنعت نفت را در سراسر كشور پراكنده كند تا از آسيب پذير بودن آن كاسته شود. به تبديل نفت خام به فرآورده هاى گران قيمت از جمله پتروشيمى مى انديشيد، اولويت دولتش را به گازرسانى به مردم به ويژه مناطق محروم اختصاص داده بود.
شهيد تندگويان خود را فرزند انقلاب مى دانست و هيچ گاه خود را از مردم جدا نمى ديد و براى تقويت روحيه كاركنان شركت نفت به مناطق جنوب سفر مى كرد. اين كار او سبب مى شد كه اولاً كاركنان صنعت نفت خود را در شرايط جنگى تنها نبينند، ثانياً تصميمات متخذه در كمترين زمان ممكن اجرا شود. در يكى از اين بازديدها، در 12 آبان ماه ۵۹ در حالى كه چهل روز بيشتر از وزارتش نگذشته بود، در نزديكى پالايشگاه آبادان به اسارت نيروهاى بعثى در آمد.
رژيم بعث عراق اسارت وزير نفت را حربه اى براى تبليغات پيروزى هاى خود مى دانست ولى به سرعت دريافت كه تندگويان كسى نيست كه حتى در اسارت تسليم خواسته هاى ناصوابشان شود و روح بلندش بزرگتر از آن بود كه در تسخير مشتى دون بگنجد، در كنفرانس بالى با يك حركت بسيار ساده هيات اعزامى ايران تمام حصارهاى رژيم بعث يك باره در هم شكست و عكس شهيد تندگويان بر روى صندلى خالى وزارت نفت ايران تمام دوربين هاى دنيا را به خود معطوف كرد و در كمترين زمان ممكن به اقصا نقاط جهان مخابره شد و خبر مظلوميتش را به رخ دون صفتان كشيد.
جنگ پايان يافت و مردم ايران آغوش گرم خود را پذيراى احرارشان كردند، ولى در ميان سفراى آزادى خبرى از مجاهد بزرگ نبود. آرى، «جواد» به آرزوى جاودانه اش رسيده بود، و روح بلندش به سوى پروردگارش بال گشوده بود.
پيكر اين شهيد بزرگوار پس از 11 سال اسارت در 29 آذر 1370 ش. به خاک ايران منتقل شد و در كنار نخست وزيرش، در جوار شهداي هفتم تير در بهشت زهرا آرام گرفت. روحش شاد.