|
ای یار ای یگانه ترین یار چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند...
|
انصراف خاتمی من و دوستانم را نگران کرده است اما...
خاتمی،بازرگان واخلاق در سیاست

انصراف سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین کشورمان از حضور در انتخابات ۸۸گرچه برای من و
دوستانم خبر ناگواری بود و دغدغه ی ما را برای به قدرت رسیدن اصلاحات را دوچندان کردولی پیام
مهمی را در پی داشت خاتمی شخصیتی روشنفکر است و منش والای وی بی گمان هم راستا با
مبحث اخلاق در سیاست است.انصراف خاتمی،رویکرد و بیانیه ها و سخنان وی در طی سالیان اخیر و
در دوران ریاست جمهوری و واکنش های مخالفانش مرا به یاد مهندس بازرگان این آزاد مرد ایران
زمین و آزادی خواه تمام عیار می اندازد که در راه آزادی عقیده و بیان و گفتمان جمهوری خواهی و
اسلامیت همراه با ملیت محوری،آنچنان ثابت قدم می ایستد که آماج حملات وحشیانه جناح متحجر قرار
می گیرد.شخصیتی که امام خمینی (ره) وی رابه عنوان فردی مومن،متدین و عقیده مند به دیانت معرفی
میکند در هنگام سرستی دولت موقتُ ُو بعد از آن در دوران نمایندگی مجلس و چه در دوران انزوا چه
مصیبت ها که که از دست افراد دون نچشید و چه رنج ها که متحمل نشد.
آری گفتمان مهندس بازرگان در آن دوران گفتمان دموکراسی خواهی و جامعه ی مدنی بود که در آن
دوران قشری متحجر و بنیادگرا سد راه وی و برنامه هایش شدند و منش و رویکرد وی را بر نتافتند و آنچنان
عمل کردند که بازرگان و دولت موقت دیگر در آن فضای سنگین مجال نقش آفرینی نیافتند تا رسالت
پویای خود را به نمایش بگذارند و دست آخر استعفا...
بازرگان هیچ گاه اخلاق را فدای سیاست نکرد،در راه عقاید خود پافشاری می کرد .در بیدادگاه
ستمشاهی بر سر آن عقاید مدت ها طعم تلخ زندان را چشیده بود و بعد از انقلاب هرگاه احساس
مسئولیت می کرد با صلابت و اقتدار و شجاعتی وصف ناشدنی نظرات خود را بیان میکرد پا به عرصه می
نهاد.بازرگان اگر می خواست می توانست سال ها بزرگترین منصب ها را دراختیار داشته باشد ولی
منش اخلاقی وی در فضایی که لحضه به لحضه عرضه را بر وی و همفکرانش تنگ می کرد اجازه
نمی داد که همراه با جماعتی شود که با آنها نه در کلام و نه در مرام همگام است.وی فراتر از زمان خود
می اندیشید این چنین بود که گفتمان وی در فضای دهه شصت خریداری نداشت آنچنان که جماعتی از
اصلاح طلبان امروزی در مقام مخالفت با وی در آمده بودند .
دوم خرداد و جنبش اصلاح طلبی به صورتی آهسته تر همان آرای بازرگان را در سر می پروراند که در
خرداد 76باپیروزی قاطع روحانی برجسته ای چون سید محمد خاتمی فضای بسته ی جامعه ایران را به
سمت هوایی تازه سوق دادو.شعار هایی چون دموکراسی خواهی ُ اصلاح طلبی دینی ،جامعه ی
مدنی که مصداق آن آزادی بیان و عقیده،عدالت و برابری و...است بار دیگر زنده شد و میخواست که راه
خود را بپیماید اما اصلاحان و جریان نواندیشی باز با هجوم سخت جریان اقتدار گرا مواجه شد و بحران
های از پیش طراحی شده درپی براندازی اصلاحات بود و از هر راه غیر اخلاقی استفاده میکرد که تا مانع
تحقق جریان اصلاحات باشد زیرا اصلاح طلبی را با اقتدار گرایی میانه ای نیست و خطری است برای
منافع ریشه ای آنان.خاتمی گرچه شجاعت و صراحت بازرگان را نداشت ولی همچون او استوار بر سر
عقیده و راهی که انتخاب کرده بود ایستاد،هیچ گاه برآن نشد که با مخالفانش و تهمت های ناروای آنها با
بی مهری و تندخویی برخورد نماید و حتی در جواب آنها اعلام نمود که زنده باد مخالف من.
در طی دو دوره ی 4 ساله جریان اصلاحات با تمام موانع پیش می رفت ولی برنامه ها و شعار های
خاتمی هنوز به طور کامل تحقق پیدا نکرده بود کمی کم کاری و عدم قاطعیت خاتمی و بیشتر از آن موانع
بزرگ جناح مخالف اصلاحات از عمده ترین دلایل آن بود.دوران ریاست جمهوری خاتمی به پایان رسید و با
عدم اجماع اصلاح طلبان بر سر کاندیدای واحد نتیجه رقابت را به رقیب خود واگذار کردند و گفتمان
مصباحی جای نو اندیشی دینی را گرفت.جریان اصلاحات با شکست خود در انتخابات ۸۴منزوی
گشت وجریان اصول گرایی دولت را در دست گرفت در ایتجا مجال آن نیست که به دلایل شکست
اصلاحات اشاره شود که آن خود حکایت مفصلی دارد .فضای بعد ازسال هشتاد و چهار فضایی کاملا
متفاوت با دوران اصلاحات است.پوپولیسم سر بر می آورد.تخریب و انزوای اصلاح طلبان بیشتر می شود
فضای نقد و گفتگو بسته می شود،تورم و گرانی بیداد میکند و وجهه ی ایران در دنیا که با لطف حضور
خانمی کمی بهتر و معتدل شده بود باز به سمت تیرگی میرود،تحریم های بین المللی بیشتر می شود
و....اینجاست که خاتمی احساس مسئولیت می کند و در دوران زمامداری احمدی نژاد سعی در همگام
کردن و هماهنگی اصلاح طلبان می نماید.سفر ها و دیدار ها، مقاله ها و گفتگو نشان از جدیت خاتمی
دارد و اما باز تخریب خاتمی از رسانه های وابسته به اقتدار گرایی که روزی وی را وابسته به غرب می
دانند و روزی دیگر وی را متهم به دست دادن با زنان و دیگر تهمت ها و توهین های دیگر.ولی خاتمی
همچنان ماند و استوار بود.در این فضای بسته نا گهان خاتمی با احساس مسئولیت تمام اعلام نمود که
در انتخابات ریاست جمهوری برای بار دیگر نامزد می شود،خبر حضور خاتمی موجی از شعف و امید را در
دلهای مردم برای بار دیگر زنده کرد.در صورت حضور حداکثری مردم شرکت او در انتخابات مسلما با
شکست اصول گرایی همراه می شد ولی آنچه خاتمی را نگران کرد حضور دو نامزد دیگر از جناح اصلاحات
در عرصه ی انتخابات است منش خاتمی حکم میکند که اصلاحات مهم است و باید از دو دستگی پرهیز
کرد .میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی اعلام حضور کردند و خاتمی در یک اقدامی بزرگ برای
جلوگیری از تفرقه و جدایی اصلاح طلبان و با امید اجماع صحنه را به سود دیگر یاران ترک میگوید تا
سیاستمدار اصلاح طلب ما به دیگر فتنه گران و تهمت زنان درس اخلاق بیاموزد و بگوید که برای ما
اصلاحات مهم است و اینکه یا با میر حسین موسوس و یا با شیخ مهدی کروبی اصلاحات باید پیاده
شود ...
خاتمی رفت و گرچه ما را نگران کرده است که دیگر چهره های اصلاح طلب توانایی جذب آرای مردم را
همچون وی نداشته باشند ولی درس اخلاق او و به عبارت دیگر اخلاق سیاسی وی همچون مهندس
بازرگان ما را به این رساند که بدانیم و بفهمیم که اصلاح طلب کیست و اصلاح طلبی چیست...